ضرورت بررسی فراز و نشیب های زندگی خوابگاهی دانشجویان - معاونت فرهنگی
ضرورت بررسی فراز و نشیب های زندگی خوابگاهی دانشجویان
خوابگاهی شدن منهای خواب زدگی!
زندگی دانشجویی وقتی در محیط خوابگاهی رقم بخورد، هم آسیب هایی دارد و هم زمینه ساز رشد فردی خواهد شد؛ یعنی یک عده به خودکفایی می رسند و عده ای هم که نمی توانند با محیط هماهنگ شوند، ضربه می خورند. اما اینکه بعضی ها می گویند زندگی خوابگاهی مثل زندگی در زندان می ماند، حرف تیره و بی اساسی است. در خوابگاه به دلیل تعامل با هم اتاقی ها، هم طبقه ای ها و هم کریدوری ها که هر یک دارای قومیت، فرهنگ، رشته تحصیلی و طرز تفکر خاصی هستند، خواه ناخواه یکسری تأثیر و تأثرها شکل می گیرد که گاه نتیجه آن تا سال ها پس از دانش آموختگی باقی می ماند. بخش عمده این اثرها مثبت است. آنهایی که سازگاری بیشتری دارند و اساساً در خانواده نیز خودکفا بوده اند، به راحتی می توانند از پل های ارتباطی بگذرند و جریان های سازنده را پشت سر بگذارند، ولی شخصیت های وابسته محض به سرعت جذب دوستان و گروه هایی می شوند تا در ظاهر بتوانند جای محبت خانواده را برایشان پر کنند، اما در باطن او را به اسارت ارتباطات و عادت های نامناسب درخواهند آورد.
متأسفانه دانشجویانی که همیشه سرشان در کتاب بوده و از آن سو تحت حمایت تام خانواده بوده اند، وقتی به یک باره از بدنه حمایت های بی شائبه جدا می افتند، دچار نوعی از خودباختگی می شوند. در لحظه ورود به خوابگاه هر چه ریشه های اعتقادی، فرهنگی و روابط اجتماعی جوان استوار تر باشد، راحت تر می تواند گلیم خود را از آب بیرون بکشد.
خانوادهای که در سایه همدلی می سازیم
تا کنون درباره زندگی خوابگاهی و دانشجویی در رسانه ملی سریال های گوناگونی دیده ایم که اتفاقاً با استقبال خوب مخاطبان نیز روبه رو شده است. آنچه زندگی خوابگاهی را شیرین و بی نظیر می کند، به رغم همه آسیب هایی که در خود دارد، همدلی هم اتاقی ها و دلسوزی های مخلصانه آنها برای یکدیگر است. در جمع خوابگاه اندک اندک می آموزیم که به گرفتاری ها و گره های زندگی هم اتاقی مان حساسیت نشان دهیم و درصدد دلجویی و گره گشایی برمی آییم. ازاین رو، به یک باره از پوسته خودخواهی ها در می آییم و ما می شویم. این ما شدنع مثل سکویی فرد را به سوی بزرگ شدن و بزرگ اندیشیدن پرتاب می کند.
سال های نخست ورود به خوابگاه، سال هایی است که تلاطمات روحی فرد شدت دارد و گرایش به ایدئولوژی های وارداتی و نیز پوچ گرایی نوعی ژست روشنفکری به شمار می آید. ازاین روست که ضرورت کار فرهنگی در محیط خوابگاهی دو چندان است.
هر چه نظارت ها بر محیط خوابگاهی کم رنگ تر باشد، پویندگی این محیط تنزل می یابد. به تجربه ثابت شده استقبال خانواده ها از خوابگاه های دولتی، به مراتب بیشتر از خوابگاه های خصوصی و خانه های مجردی برای فرزندان شان است؛ چراکه خانواده می خواهد به امنیت فرزندش دلگرم باشد. در خوابگاه های خصوصی و نیمه خصوصی به دلیل نبود نظارت ها، بارها و بارها شاهد حوادث تلخی بوده ایم.
خانه های مجردی دانشجویی و هزار و یک مشکل لاینحل
پدر و مادر به فرزندشان که در خانه مجردی است زنگ می زنند تا به او سری بزنند. دانشجو به محض آگاهی از ورود والدین، پای همه دوستان ناباب را از سوئیت کوتاه می کند. پارتی های شبانه تعطیل می شود. قفسه های کتآب ها مرتب می گردد و وضعیت به هم ریخته طی چند ساعت روبه راه می شود. والدین هم با سرکشی و دیدن اوضاع خوب دلگرم می شوند که چه فرزند گلی دارند! اما چند ترم بعد وقتی ورقه مشروط شدن فرزندشان را می بینند یا کارش به کمیته انضباطی می کشد، متحیرانه و بهت زده می گویند: «حتماً اشتباه شده است».
همه مشکلات از اینجا آغاز می شود که دانشجو بین آنچه در ذهن خود از دانشگاه و محیط خوابگاه ساخته، با آنچه در واقع وجود دارد، تضاد و فاصله می بیند. این فاصله به مشکلات فردی و بین فردی دو چندانی می انجامد. مشکلات فردی در قالب ترس، حسادت، عدم کنترل خود (بی خوابی یا پرخوابی) و... نمود پیدا می کند. مشکلات بین فردی هم در قالب ناسازگاری، عدم پذیرش یکدیگر و مشکلات مادی بین فردی پدیدار می شود.
با توجه به اینکه جوان از خانه دور افتاده و دیگر نمی تواند بسیاری از مسائلش را با خانواده طرح کند، مورد سوءاستفاده دیگران قرار می گیرد. در موقعیتی که شعله کودک درون افراد زبانه می کشد، ناهنجاری از شکل بد خود خارج می شود و عادی به نظر می رسد. جابه جایی وسایل یکدیگر، خیانت در امانت و... از جمله ناهنجاری های شایع در زندگی خوابگاهی، به ویژه خوابگاه های خصوصی و نیمه خصوصی و خانه های مجردی دانشجویی است. مشکل حاد دیگر بددهنی ها، پیامک ها و بلوتوث بازی طولانی مدت دانشجویان است. اینها همه آسیب هایی است که از نبود نظارت دلسوزانه و متعهدانه بر امور خوابگاهی شکل می گیرد.
زندگی خوابگاهی مهارت های خاصی می طلبد که باید فرد آن را در کارگاه هایی که از سوی دانشگاه ها برگزار می شود، بیاموزد.
عمده ترین مشکلات رفاهی و امنیتی
مشکلات زندگی خوابگاهی که به عنوان مهم ترین معضلات دانشجویان شهرستانی به شمار می آید، موجب ایجاد بحث ها و اظهارنظرهای گوناگونی در میان صاحب نظران و مهم تر از همه، مسئولان دانشگاهی شده است. به نظر می رسد مهم ترین ریشه این موضوع را باید در فضای دوری از خانه و والدین جست وجو کرد.
جدایی از خانواده افزون بر اینکه از نظر روحی و عاطفی چالش بسیار جدی برای دانشجویان به وجود می آورد، بر دیگر جنبه های زندگی خوابگاهی نیز اثر می گذارد. به این ترتیب، فردی که از محیط زندگی و خانواده جدا می شود و پیوند فکری و عاطفی سابق را با خانواده خود از دست می دهد، آماده پذیرش بحران های حاد روانی و عاطفی می گردد. وابستگی و تعلقی که تاکنون فرد خانواده خود احساس می نمود، در فضای جدید بسیار تضعیف می گردد و از آنجا که جایگزینی آن برای هر انسانی بسیار ضروری می نماید، ممکن است موجب پیوندها و وابستگی های ناهنجار و نامناسبی با افراد اطراف خود، فضای محیطی خاص و نابهنجار، دستاویزهای خطرناک، اعتماد و وابستگی به افرادی که شناخت کافی از آنها ندارد، و وابستگی به ابزارهای خطرناک ارضای روحی همچون سیگار، انواع مواد مخدر و داروها و قرص های خطرناک و... شود.
این چنین معضلاتی که به یقین برای بسیاری از دانشجویان شهرستانی رخ می دهد، آغازگر مسیری است که فرد را به نقطه ای از انحراف و اختلال می رساند که به طور کامل خود را در تضاد با اهداف اولیه زندگی و آموخته های خانواده می بیند و هدف خود را به طور کامل از اهداف اجتماع جدا می کند.
از جمله مشکلات دیگری که فارغ از مشکلات روحی و عاطفی، دانشجویان شهرستانی با آن دست به گریبان اند و همین مشکلات نیز بر شخصیت روحی، عاطفی و روانی آنها اثر بسیار منفی می گذارد، فضای خوابگاهی بسیار کم و اسکان تعداد زیاد دانشجویان در این فضای کم است. بی گمان در فضای دوری از خانواده و بروز مشکلات روحی، دانشجویان نیازمند فضای آرام و ساکتی هستند که بتوانند با استفاده از فضای ایجاد شده، از خستگی خود بکاهند و از این فضا برای مطالعه و مشغول کردن خود به درس خواندن استفاده کنند. نبود این فضا و اسکان تعداد زیادی دانشجو در اتاق های کوچک، یکی از بزرگ ترین معضلات این دانشجویان شمرده می شود. از دیگر مشکلات دانشجویان خوابگاهی، کمبود امکانات خوابگاه است. این کمبودها که در نتیجه آن دانشجو بخشی از نیازمندی ها و مشکلات روزانه خود را نمی تواند حل کند، اثر بدی بر روحیه دانشجویان و دیدگاه شان درباره محیط اطراف خود دارد.
بهداشت خوابگاه، حلقه مفقوده برنامه ریزی ها
اگرچه در بهداشت فردی دانشجویان، نظارت چندان بازتابی ندارد و دانشجو خودش باید موظف به رعایت بهداشت باشد، ولی در نظافت عمومی و تقسیم وظایف مناسب بین هم اتاقی ها می توان محیط را مرتب نگه داشت.
مدیریت زندگی دانشجویی، مهارتی که جوان باید از قبل بیاموزد
ورود به دانشگاه و ادامه تحصیل، آرزوی جوانان فراوانی است. هر ساله پس از برگزاری آزمون سراسری، عده زیادی از دختران و پسران جوان با اهداف ادامه تحصیل، پیشرفت، یافتن کار خوب و.... راهی دانشگاه های کشور می شوند.
در این میان، عده زیادی از آنها با توجه به اولویت ها و شرایط انتخاب رشته مجبورند ترک خانه و خانواده کنند و در شهر دیگری که شاید دورافتاده نیز باشد، ادامه تحصیل دهند.
زندگی دانشجویی اقتضای خاص خود را دارد و در این دوران از زندگی که شاید حساسیت آن کمتر از دیگر مراحل نباشد، سرنوشت و آینده جوانان رقم می خورد. جوان در این دوره که از محیط محدود مدرسه پا به محیط بزرگ تر دانشگاه گذاشته است، عملاً درگیر تعاملات اجتماعی می شود و در این کش و قوس ممکن است دچار مشکلات متعددی شود. در این میان، کسانی موفق و سربلند خواهند بود که بتوانند خود را با شرایط وفق دهند و از فرصت ها بیشترین استفاده را ببرند. دانشجویی که در سال های قبل از ورود به دانشگاه مهارت های زندگی را آموخته است، به راحتی می تواند زندگی دانشجویی خود را اداره کند، برنامه ریزی نماید، دخل و خرجش را تنظیم کند، با هم کلاسی ها و استادانش تعامل سازنده داشته باشد و بالاخره از این چند سال دانشگاه بهره بیشتری ببرد.
آنچه بین تمام دانشجویان سال اولی مشترک است، این است که همه آنها باید مهارت های اساسی زندگی را آموخته باشند؛ به این معنا که بتوانند زندگی مستقل را تجربه کنند و به گفته قدیمی ها، گلیم خود را از آب بکشند. بر اساس مطالعات، مشخص شده جوانانی که تا پیش از ورود به دانشگاه استقلال نسبی داشته اند و والدین به آنها مهارت های اساسی زندگی را به گونه ای آموخته اند که بتوانند با مشکلات خود کنار بیایند،بهتر از هم سالان خود می توانند مشکلات این دوران را حل کنند. دانشجوها باید یاد بگیرند که صواب را از ناصواب تشخیص دهند و توان «نه» گفتن را هنگامی که در شرایط انتخاب قرار می گیرند، داشته باشند. مهم ترین معضلی که بسیاری از جوانان پس از ورود به دانشگاه با آن درگیر می شوند، این است که توان دورکردن دوستان ناباب را ازخود ندارند و به همین دلیل، ناخواسته در چرخه جرم و خلاف می افتند. ورود یک جوان به خوابگاه یا منزل مسکونی، سبب می شود بخشی از نظام تربیتی که در منزل اعمال می شد، حذف شود و او درمی یابد که باید به تنهایی کارهای شخصی اش را انجام دهد و این کار به شدت او را تحت فشار می گذارد.
در چنین شرایطی، جوانی که مهارت های اساسی زندگی را نیاموخته و الگویی از خانواده نگرفته است، به مدل دوستان مراجعه می کند و این الگو ممکن است نادرست باشد. بنابراین، بهتر است والدین بعضی مهارت ها، مثل برآورد هزینه ها را بیاموزند و او را با خرید وسایل مورد نیاز، برآوردن نیازهای روزانه و هزینه های خوراک و پوشاک آشنا کنند تا بتواند با میزان معینّی از پول، ماه را به آخر برساند.
در این میان، دختران از جهاتی بسیار حساس تر از پسران اند و تهدیدهای بیشتری در محیط های دانشگاهی و خوابگاهی در کمین آنهاست. خلأ عاطفی که بسیاری از دختران از آن رنج می برند، موجب می شود بلافاصله پس از ورود به دانشگاه به جنس مخالف علاقه نشان دهند و خود را درگیر این گونه مسائل کنند. اصولاً خانواده هایی که نظام تربیتی آنها کنترلی است، بیشتر دچار مشکل می شوند و فرزند چنین خانواده ای مثل فنری است که با فاصله زیادی از خانواده خود پرتاب می شود. چنین جوانی زمینه های انحرافی زیادی دارد. خانواده ها اصولاً باید به جوانان خود اجازه دهند طعم استقلال را بچشند. از طرفی، اطلاع رسانی و افزایش آگاهی جوانان می تواند در ماه های اول دوران دانشجویی بسیار کارآمد باشد. خانواده ها باید ماه های اول نظارت و کنترل بیشتری داشته باشند و پس از آماده کردن جوانان و کسب تجربه در سال نخست، به او استقلال کافی بدهند.
سرازیر کردن امکانات فراوان برای جوانی که سال اول دانشگاه است، از خرید خودرو گرفته تا افزایش پول توجیبی و برآوردن نیازهای کاذب برای پاداش قبولی در دانشگاه، از اشکال های برخی خانواده هاست؛ زیرا این کارها فقط سبب افزایش توقعات می شود و بر کارکرد تحصیلی و ادامه زندگی او اثر منفی می گذارد.
آغاز دوران دانشجویی، سرآغاز بسیاری از مشکلات است که باید با آمادگی قبلی و تدبیر و هوشمندی والدین برطرف گردد. در این میان، دانشجویان غیربومی که به ترک محل سکونت خود مجبور می شوند و باید برای ادامه تحصیل در دانشگاه راهی شهر دیگری شوند، با مشکلات بیشتری روبه رو خواهند شد. فرد دانشجو، خانواده وی و نظام آموزشی باید دست به دست هم دهند تا محیط مناسبی برای تحصیل فراهم آید. نداشتن استقلال و نبود شناخت از محیط جدید موجب تشویش شدید در وی می شود و تعارض ها و سرگشتگی ها و مشکلات او را چند برابر می کند. بسیاری از جوانان حتی در صورت داشتن خوابگاه، در محیطی مجبور به اقامت می شوند که ممکن است چندان مطلوب نباشد یا از هم اتاقی هایی که دارند، راضی نباشند. منزل مسکونی نیز دردسرهای خاص خود را دارد. در واقع، فردی که چند هفته قبل یک زندگی وابسته همراه با همکاری شدید اعضای خانواده را سپری می کرده، اکنون باید روی پای خودش بایستد و کاملاً مستقل و اجتماعی عمل کند.
توصیه اکید به خانواده ها این است که جوانان را چند سال پیش از ورود به دانشگاه، آماده آغاز زندگی مستقل کنند. درست همان گونه که برای قبولی کنکور آنها برنامه ریزی می کنند، کسب توانمندی در زمینه های گوناگون، مثل دوست یابی، توان برقراری ارتباط مسالمت آمیز با دیگران، امکان حضور در فعالیت های اجتماعی، و کسب تجربه در زمینه های مختلف آموزش و مهارت های اساسی، می تواند به بسیاری از دانشجویان سال اولی کمک کند. حتی مهیا کردن سفر کوتاه مدت به همراه دوستان پس از اعلام نتایج کنکور می تواند تجربه بسیار سودمندی برای او باشد تا برای آغاز زندگی مستقل آمادگی بیشتری بیابد. دور شدن از خانواده برای برخی ممکن است موجب تغییر روحیه و خلقیات، افزایش تحریک پذیری، کاهش سازگاری و تشدید احساس بیگانگی شود و این امر می تواند سطح رضایتمندی آنها را از شرایط جدید تحت تأثیر قرار دهد. شناخت کامل درباره مناسبات اجتماعی، فرهنگی، رسوم، آداب و سنن، می تواند به فرد کمک کند به بازنگری در هویت اجتماعی بپردازد و آن شرایط را بهتر بپذیرد. این بازنگری گاه به احساس حقارت در فرد می انجامد و خود این مسئله سرمنشأ بسیاری از اختلال های روانی است.
خانواده ها باید هوشیار باشند که پیش از اینکه فرزندان شان وارد این مرحله شوند، آنها را مستقل بار آورند. در این راستا باید کارهای شخصی را به عهده خودشان بگذارند. حضور در محل تحصیل، همراهی کردن او در روزهای اولیه، فراهم کردن امکانات، از جمله خوابگاه یا مسکن، شناسایی دوستان و هم اتاقی های او بسیار مهم است. دانشجو به این ترتیب احساس می کند تحت حمایت کامل خانواده قرار دارد. ارتباط مداوم با دانشگاه و دوستان او و سفر به محل تحصیل نیز می تواند یکی از راه های کنترلی خانواده باشد. برخی دانشجویان به علت نداشتن مدیریت زمان، دچار افت تحصیلی می شوند و برخی به علت کنار نیامدن با محیط جدید دچار افسردگی، اختلال های اضطرابی، پرخاشگری و غیره می شوند. تمامی این مشکلات در صورتی قابل حل است که مهارت های اساسی زندگی به دانشجو داده شود تا او بتواند آنها را برطرف سازد یا با یک مشکل خاص کنار بیاید.
از سوی دیگر، نظام آموزشی هم بسیار مسئول است. ممکن است به نظر برسد که نظام آموزشی فقط مسئول آموزش است و بس، اما از نگاهی دیگر روشن است که دانشجو در واقع پس از پذیرش در دانشگاه، عضوی از خانواده دانشگاه می شود و به همین دلیل نظام آموزشی موظف است آرامش و امنیت خاطر او را فراهم آورد تا زمینه تحصیل بهتر وی مهیا شود. طبیعی است دانشجویی که وارد دانشگاه می شود، از مقررات و قوانین دانشگاه ناآگاه است. نخستین برخورد دانشجو با دانشگاه بسیار مهم است. اگر دانشگاه زمینه ای را فراهم کند که دانشجو نظم، ثبات، آرامش و درک همدلانه را از محیط دریافت کند، بی گمان تأثیر بسیار مثبتی بر روحیه او خواهد گذاشت.
بنابراین، مجموعه نظام آموزشی باید امکانات و نیروهایش را بر اساس برنامه منظم و تعریف شده، به گونه ای به کار گیرد تا نخستین برخورد دانشجو با دانشگاه، همراه با آرامش باشد. اطلاع رسانی، تهیه بروشور، تشکیل گروه هایی از دانشجویان برای آشنا کردن دانشجویان جدید با دانشگاه و آشنایی با روال کار و حتی بازدید از بخش هایی از دانشگاه، چگونگی تماس با مسئولان دانشگاه، ایجاد ارتباط همدلانه و درک آنها، از جمله راهکارهای قابل اجر و بسیار کمک کننده است. ارائه خدمات از سوی دانشگاه و پوشش های حمایتی با پی گیری بیمه دانشجویی، برآورده کردن نیازهای مالی به صورت اعطای وام، در اختیار گذاشتن تفریحات سالم و امکانات ورزشی و اردوهای دانشجویی، فراهم آوردن زمینه ارتباط با والدین دانشجو و فراهم کردن زمینه رفت وآمد دانشجو به شهرستان محل تحصیل ادامه پیدا می کند. شناسایی دانشجویانی که به دریافت خدمات روان شناسی نیازمندند، کار بسیار مهمی است که از طریق دفاتر مشاوره دانشجویی قابل انجام است.
برازندگی دانش بر تن دانشجو
زندگی با جویندگی هم قافیه شده، تا پس از جستنِ درک واژه ها به توصیف برازندگی دانش، بر تن دانشجو برسیم. به راستی که زیبان آراسته اند نامش را؛ چرا که دانایی پیوند خورده با جویندگی و جوان با جوانه! جوانه هایی که از بذر تلاشت جان می گیرند و تا رسیدن به شاخسارهای درخت دانش و فناوری بالا می روند.
پیش آهنگ بهار زندگانی، فصل دانشگاه است؛ فصل به ثمر رساندن حجمی از استعدادها و رسیدن به عظمت؛ عظمتی که در سایه زار تحصیل و تحقیق نصیبت خواهد شد و جامه والای کمال را بر جمال شخصیتت خواهد دوخت.
زندگی در دانایی به توان جویندگی
دانایی منتظر جویندگی
راز و رمزهای آفرینش منتظر کوله بار تواند؛ کوله باری از اراده و پشتکار؛ اراده ای که تکیه گاه تراوش اندیشه هایت هستند و پیش آهنگ سبز تو می شوند برای کشف شگفتی ها.
تفکر و تعقل مجذوب ذهن جست وجوگرت هستند و سازندگی اتفاقی است که نقش بسته بر افق های روبه رو؛ افق هایی که فاصله ات تا آنها به اندازه ایمان به واژه «سعی» است.
اینک مجاهدت تکلیف توست؛ تکلیفی که در مقابل دشمن و در سنگر دانشگاه از آنِ تو شده تا پاسداری کنی از آرمان های شکوهمند انقلاب؛ آرمان هایی که یادگارش، لاله هایی سرخ و دشتی به رنگ شقایق است.
نواندیشی و نوآوری تو را به خود می خوانند؛ پس، از اضطراب بیهوده ثانیه ها رد شو! روح جویای تو استوارتر از آن است که از گم شدن در اعماق اقیانوس های اندیشه بهراسد. بدان که جهانی به دنباله نگاه های تو چشم دوخته است؛ نگاه هایی که از ذره ذره هستی گل حکمت و دانش را می رویاند و خورشید را به تماشای درخشان فرزانگی ها فرامی خواند.
از ازدحام لحظات پوشالی کناره گیر و در صحنه توانمندی و تکاپو از کارآمدترین یافته هایت رونمایی کن؛ یافته هایی که تعبیر آرزوهای آدمیان است؛ آرزوهایی که این بار از سماجت پژوهش های تو برآورده شده و به نام دانشجویی ات سند خورده است.
حماسه دانشجوی ایرانی
فردا آکنده از توحید است، از انتشار حقایق؛ حقایقی که با صدای علم دانشجوی ایرانی برای معرفی اسلام از تریبون های جهان شنیده می شود تا آنان که گوش هاشان بیناست، حضور حق را با تمام وجود حس کنند.
فردا روشن است، از روشنگری واژه هایت؛ واژه هایی که از پیچ و تاب فلسفه تا سماع عرفان با توحید و تدوین روشن می شوند و تمام حجم مهجور شب را به سپیدگاهان عقل بدل می کنند؛ سپیدگاهانی که روشنایی از خورشید «اسلام» می گیرند.
فردا سرشار از زندگی است، از دستاورهای بوعلی سینا تا دانشمندان امروز؛ دستاوردهایی که جرعه ای ناچیز از آبشار دانش الهی است برای هدیه سبزینگی و سلامت و امید به دردمندان برای ادامه حیات.
فردا وقت تماشای ثمره پیشرفت است؛ پیشرفت در عرصه فناوری هایی که از هوشمندی انسان استعاره گرفته و در ذهن ماشین ها شعور می شود؛ ماشین هایی که در خدمت آسایش بشرند و این یکی از برازنده ترین نتایج جویندگی است.
فردا، زمان حماسه است؛ حماسه ای که به نام و آوازه دانشجویان ایرانی در دوربین های دنیا تصویر خواهد شد؛ حماسه ای با رمز اسلام، انقلاب و افتخار؛ حماسه ای به نام دانشجو و برای دانشجو، آن هم از نوع ایرانی!

